X
تبلیغات
رایتل
23 آذر 1387

دژاوو (Déjà vu ) کلمه ای فرانسوی به معنای "پیش از این دیده شده" است که در فارسی با عبارت آشنا پنداری توصیف میشود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ای کاملا جدید به آن دچار میشویم و تصور میکنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم. 

 تجربه دژاوو غالبا با حسی از آشنایی و همچنین احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است.

تجربه دژاوو غالبا با حسی از آشنایی و همچنین احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است. معمولا چنین حسی به یک رویا ربط داده میشود اما گاهی این حس به قدری قدرتمند است که شخص اطمینان دارد واقعا در گذشته شاهد این ماجرا بوده است. گاهی دژاوو با عبارت "به خاطر آوردن آینده" توصیف میشود.

به نظر میرسد که تجربه دژاوو بسیار معمول باشد، در تحقیقات رسمی، بیش از 70% جمعیت جهان لا اقل یک مرتبه چنین حالتی را تجربه کرده اند. در ادبیات گذشته نیز اشاراتی به دژاوو دیده میشود و این نشان میدهد که این پدیده تنها مختص زمان ما نیست.


انواع مختلف دژاوو
بنابر گفته آرتور فانکهاوزر (Arthur Funkhouser) محقق سوئیسی، سه نوع عمده آشناپنداری وجود دارد:

دژا وکو (déjà vécu)
که معمولا "پیش از این دیده شده" یا "قبل از این تجربه شده" ترجمه میشود، در این نقل قول از چارلز دیکنز (Charles Dickens - 1870-1812 نویسنده مشهور انگلیسی) شرح داده شده است:

" همه ما احساسی را تجربه کرده ایم که گاهی بر ما چیره میشود، گویی آنچه را میگوییم و انجام میدهیم، قبلا گفته و انجام داده ایم، در زمانی دور، آنگاه که در میان همین چهره ها، اشیاء و موقعیتها بوده ایم-و کاملا میدانیم چه خواهیم گفت، مانند اینکه ناگهان چیزی را به خاطر آورده باشیم. "

منظور اکثر افراد هنگام صحبت از دژاوو در واقع دژا وکو است، آمار نشان میدهد که بیش از 70% افراد جهان به خصوص در سنین 15 تا 25 چنین تجربه ای داشته اند. این حالت معمولا درباره اتفاقاتی بسیار پیش پا افتاده رخ میدهد اما احساس آن به قدری تکان دهنده است که حتی تا سالها بعد در ذهن شخص باقی میماند.

دژا وکو به تجربه ای دلالت میکند که حواسی بیش از حس بینایی را درگیر میکند و به همین دلیل عبارت دژاوو-به معنای از پیش دیده شده- نمیتواند چندان صحیح باشد. حواس انسان تا حد زیادی به جزئیات توجه کرده و شخص تصور میکند که "همه چیز" همانطور که قبلا اتفاق افتاده، به وقوع میپیوندد.

اخیرا اصطلاح دژا وکو برای توصیف احساس بسیار قوی و ماندگار دژاوو به کار میرود که در اثر نوعی ناهنجاری حافظه رخ میدهد.

دژا سنتی (déjà senti)
این پدیده حالتی است که شخص حس میکند چیزی را قبلا "احساس کرده است". این تجربه منحصرا یک واقعه ذهنی است و هیچ جنبه الهام در آن وجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقی میماند.

دکتر جان هالینز جکسون ( John Hughlings Jackson- 1911-1835 عصب شناس انگلیسی) در سال 1889 سخنان یکی از بیمارانش را که از نوعی صرع رنج میبرد، ثبت کرد:

" آنچه توجه را به خود جلب میکند همان چیزی است که قبلا آنرا مشغول ساخته بود، اما برای مدتی فراموش شده بود و اکنون همراه با اندکی حس رضایت از اینکه در جستجویش بوده اند، بازگشته است...در همان حال یا دقیق تر بگویم در همان لحظه به طور مبهمی از اینکه این یادآوری چیزی موهوم بوده و حالت من عادی نیست، آگاه هستم.

این یادآوری معمولا با شنیدن صدای کسی یا افکار شفاهی خودم آغاز میشود و تصور میکنم در چنین موقعیت غیر عادیی عباراتی چون "آه بله-متوجه شدم" و "البته، به یاد می آورم" در ذهنم شکل میگیرد، اما یکی دو دقیقه بعد هیچ یک از کلماتی که موجب این یادآوری شده را به خاطر نمی آورم. فقط به شدت احساس میکنم که این حس مشابه دفعات دیگری که در حالت غیر عادی به سر میبردم است."

دژا ویزیته (Déjà visité)
این پدیده کمتر شایع است و عبارت است از احساس آشنایی غیرواقعی نسبت به یک مکان جدید. ترجمه این عبارت "پیش از این بازدید شده " است و به این معناست که شخص در مکانی جدید احساس میکند محل را به خوبی میشناسد و حتی قبل از این مسیرهای مختلف را در شهر یا عمارت طی کرده است.

چنین پدیده ای توسط مرتبط ساختن آن با رویا، تناسخ و همچنین تجربیات خروج روح از بدن شرح داده شده است. علاوه بر اینها عده ای بر این باورند که مطالعه فراوان درباره جزئیات یک مکان خاص میتواند موجب بروز چنین حسی شود.

دو مثال مشهور از چنین موقعیتی توسط ناتانیل هاثورن (Nathaniel Hawthorne - نویسنده قرن نوزدهم آمریکا) درکتاب "خانه قدیمی ما" (Our Old Home) و همچنین سر والتر اسکات (Sir Walter Scott - نویسنده اسکاتلندی قرن 18 و 19) در کتاب گای مانرینگ (Guy Mannering) شرح داده شده است.

در سالهای اخیر، دژاوو موضوع تحقیقات مهم روانشناختی و نوروفیزیولوژی بوده است. محتمل ترین توضیح برای دژاوو این است که این حس، نوعی پیش آگاهی یا غیبگویی نیست، بلکه نوعی بی ترتیبی حافظه به شمار می آید و تصور "یاد آوری" یک تجربه است.
عده ای اعتقاد دارند که دژاوو خاطره رویاهایی است که میبینیم.

توضیح این امر چنین است که احساس "به خاطرآوردن" دراکثر موارد بسیار قدرتمند و واضح است اما موقعیت تجربه "قبلی" (زمان، مکان و چگونگی این تجربه قدیمیتر) برای شخص کاملا نامشخص و گنگ است.

همچنین، به مرور زمان اشخاص مورد مطالعه، داشتن حس دژاوو را به خوبی به خاطر دارند، اما اینکه این حس در کجا و چه موقعیتی رخ داده را به یاد نمی آورند. این حالت به خصوص میتواند ناشی از برخورد میان سیستمهای عصبی مربوط به حافظه کوتاه مدت (آنچه در زمان حال و نزدیک به آن رخ میدهد) و حافظه بلند مدت (آنچه در زمان گذشته و گذشته دور واقع شده) باشد.

ارتباط با ناهنجاریها
میان دژاوو و ناهنجاریهای روانی چون شیزوفرنی و اضطراب ارتباطاتی بالینی وجود دارد و احتمال رخ دادن تجربه آشناپنداری در مورد اشخاص مبتلا به چنین بیماریهایی بسیار افزایش میابد. البته قویترین رابطه پاتولوژیک دژاوو با صرع توام با اختلال حافظه است و این ارتباط، محققان را به این نظریه سوق داده است که شاید دژاوو نوعی ناهنجاری عصب شناختی است که با ترشحات الکتریکی نابجا در مغز رخ میدهد.

مواد مخدر
بنا به گزارشهای موجود، بعضی مواد مخدر یا محرک احتمال بروز دژاوو را در مصرف کننده افزایش میدهند. بعضی داروهای مخدر نیز با استفاده همزمان میتوانند حس دژاوو را ایجاد نمایند. بنا بر یک گزارش، مرد سالمی که به آنفلوانزا مبتلا شده بود با مصرف همزمان یک داروی ویروس کش و ضد حساسیت، دچار حالت توهم و آشناپنداری شده بود.

این تجربه برای او چنان جذاب بود که تمام داروهای تجویز شده خود را به همان ترتیب مصرف کرد و ماجرا را به عنوان یک مورد مطالعاتی برای روانشناسان حکایت کرد.

فرضیات عصب شناسی
در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، اعتقاد بر این بود که دژاوو میتواند بر اثر زمان بندی نادرست پیامهای عصبی باشد. چنین تصور میشد که این اشتباه در تنظیم زمان، موجب میشود که مغز باور کند که برای بار دوم دچار تحریک عصبی شده در حالی که مغز یک پیام را با تاخیر دریافت نموده و در واقع یک رویداد واحد را دو بار تجربه میکند.

تعدادی از نظریات مشابه این نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیمکره مغز و همچنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی نیز از آن دسته اند. شاید یکی از تصدیق شده ترین تئوریها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشمها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده را به مغز میرساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظره ای منجر میشود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

این تئوری با وجود پذیرفتنی بودن، به خاطر سر و کار داشتن با لحظه بسیار کوتاهی از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفی گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابینا، تناقضی پر اهمیت در این ایده ایجاد نمود. فراروانشناسی دژاوو با پیش آگاهی، غیب گویی یا قوه درک فوق حساس، رابطه نزدیکی دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدی بر تواناییهای ذهنی ذکر میشود. توضیحات غیر علمی این حالت را به پیش گویی، شهود و خاطرات زندگی گذشته مرتبط میداند.

رویاها
عده ای اعتقاد دارند که دژاوو خاطره رویاهایی است که میبینیم. هرچند بخش بزرگی از رویاها معمولا به یاد نمی ماند، مغز شخص در حالت خواب دیدن در بخشهایی فعالیت نشان میدهد که کار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام میگیرد.

چنین تصور میشود که رویاها با نادیده گرفتن بخش حافظه کوتاه مدت، مستقیما وارد حافظه دراز مدت میشوند. در این مورد، دژاوو میتواند خاطره رویایی فراموش شده باشد که با واقعه در حال وقوع، عناصری مشترک داشته باشد. این حالت مشابه حالتی است که دژا ریوه ( déjà rêvé) یا "قبل از این در رویا دیده شده" نام دارد.

تناسخ
نظر کسانی که به تناسخ –تجدید تجسم- اعتقاد دارند، درباره دژاوو این است که این خاطرات، بخشهایی از خاطرات زندگی گذشته فرد هستند که هنگام قرار گرفتن در محیطی آشنا، به سطح ذهن فراخوانده میشوند. عده دیگری میگویند که این پدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد میشود، به این ترتیب بدن اثیری شخص میتواند هنگام خواب، از مکانها و موقعیتهایی دیدن کند که بدن خاکی او هرگز آنجا نبوده است.


هاوثورن مینویسد که ویرانه های یک قصر قدیمی در انگلستان برایش بی نهایت آشنا بوده است و او بعدها توانسته رد این شناسایی غریب را در نوشته های الکساندر پوپ (Alexander Pope-شاعر و هزل نگار انگلیسی قرن 17 و 18) بیابد که دو قرن پیش از او، در مطالب خود شرح مفصلی از این قصر نوشته بوده است.

برای تشخیص دژاویزیته از دژاوکو، مهمترین نکته این است که منبع احساس را بیابیم. منبع بروز دژاوکو ، رخدادی زمانی است اما در حالت دژاویزیته، ذهن ما با یک مکان احساس آشنایی میکند.