X
تبلیغات
رایتل
6 اردیبهشت 1387

 

چنانکه تورات در سفر خروج باب 11 و 12 ، در روز سیزده‌ی فروردین (= روز سیزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره‌ی دنباله داری با زمین گزارش می‌دهد که در فضای زمین درخشیده ، بطوری که در افق ایران هم دیده شده است. بر اثر این برخورد زمین لرزه‌ی سهمناکی روی داده ، آتش فشان‌ها به آتش فشانی پرداخته ، کاخ‌ها ویران گشته و بسیاری از مردم جان خود را از دست داده‌اند.
 مسیحیان هم از آنجا که در آخرین غذای حضرت عیسا (= شام آخر) سیزده نفر بر سر سفره بوده‌اند و خیانت یکی از آنان موجب مصلوب شدن مسیح گردیده ؛ این عدد را شوم می‌دانند و هرگز سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی‌خورند.

دکتر محمود روح الامینی در این مورد می‌گوید: من خود شاهد بودم که در یک خانواده‌ی کاتولیک فرانسوی به علت نیامدن یکی از مهمان‌ها ، میزبان جمع سیزده نفری را به دو گروه تقسیم نمود و در دو اتاق جداگانه شام داد تا از بدشگونی این عدد پرهیز کرده باشد.   

شماره‌ی سیزده در تاریخ یونان هم به این نا خجستگی مبتلاست ، چنانکه در تاریخ آنان هم آمده است که فیلیپ پدر اسکندر مقدونی مجسمه‌ی خود را در معبدی گذاشت که دوازده مجسمه‌ی دیگر از خدایان در آن بود ، اما پس از زمانی کوتاه نامبارکی عدد سیزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسید.
ژرژ سیمس نویسنده‌ی اروپایی هنگامی که در سال 1894 به کلوپ شماره‌ی 13 فرا خوانده شد ، دعوت را رد کرد و در پاسخ دعوت نامه نوشت: آقایان ؛ دعوت نامه‌ی شما رسید، از لطف‌تان سپاسگزارم... دوستان ؛ اگر من سرپرست خانواده‌ای نبودم و رعایت حالشان بر من واجب نبود ، با نهایت اشتیاق می‌آمدم و هر پیشامدی – هر چند ناخوشایند – را هم استقبال می‌کردم. اما اکنون چون متعهد به اداره‌ی خانواده‌ای هستم ، می‌ترسم نحوست عدد 13 شماره‌ی کلوپ دامنم را بگیرد و در زندگی‌ام اثر بگذارد و مرا گرفتار مصیبتی کند که خانواده‌ام بی‌سرپرست بماند. از این رو از شما پوزش می‌خواهم.  
 در فرهنگ نمادها نیز سیزده را عددی می‌دانند که خود را از نظم هستی جدا کرده و آهنگ طبیعی جهان را دنبال نمی‌کند. به همین دلیل است که بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی – از جمله شرکت هواپیمایی "هما" در ایران – ردیف سیزده را ندارد. و همچنین در شماره گذاری خانه‌ها از نصب پلاک (13) خوداری می‌کنند و به جای آن(1+ 12) می‌نویسند.
 دکتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نکات جالبی بیان می‌دارد که از وی نقل قول می‌کنیم. ا و می‌گوید:
 "گاهی از خود می‌پرسیم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست؟ چرا کار کردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأثیر نجوم بین‌النهرینی ، اساطیر نجومی در ایران شکل می‌گیرد که بنا بر آن هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برج‌های دوازده‌گانه حاکم است ، هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد. از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سال ، آسمان و زمین در هم خواهد شد. محتملاً ، این اسطوره خود نیز ریشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور بر آن بوده است که در اصل ، پس از دوازده هزار سال ، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار کهن آن چه در کیهان بزرگ (هستی) رخ می‌داد ، در کیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ می‌داد ؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد که گفتیم انسان که تنها قادر به شناخت نسبی خود بود ، جهان را قیاس از خویش می‌گرفت و گمان می‌کرد کیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود ، که سال دوازده ماهه را را توجیه می‌کردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه مؤثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله‌ی هستی ، بهترین توجیهی به نظر می‌رسید که در چار چوب اعتقادات کهن می‌گنجید. جشن‌های دوازده روزه‌ی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دوره‌ی دوازده هزار ساله‌ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد ، سرنوشت سال خود می‌انگاشت و گمان می‌کرد اگر روز‌های نوروزی به اندوه بگذرد ، همه‌ی سا ل به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست ، مختصر آن که دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه‌ی سال بود.
اما اگر در پایان دوازده هزار سال جهان درهم می‌شد و آشفتگی نخستین ، باز می‌گشت ، و اگر به نشان آن ، در پایان هر سال قانون از میان بر می‌خاست ، پس در پایان دوازده روز نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود داشت. در این روز کار کردن ، و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی‌خاست و شاید عیاشی‌ها و "ارجی" باری دیگر برای یک روز باز می‌گشت. نحسی سیزدهم عید نشان فرو ریختن واپسین جهان و نظام آن بود".
دکتر بهرام فره وشی در مورد گجستگی عدد سیزده می‌گوید:
 "در اساطیر ایرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد 12 هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از این دوازده هزار سال عمر جهان بسته می‌شود و انسان‌هایی که در جهان هستی وظیفه شان جنگ با اهریمن بوده است به پیروزی نهایی می‌رسند. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دمیان به جایگاه ابدی خویش ، به عالم مینو باز می‌گردند. با دا نستن این موضوع می‌توان گفت که اولین دوازده روز فروردین تمثیلی از این دوازده هزار سال است و روز سیزدهم تمثیلی از هزاره‌ی سیزدهم می‌تواند باشد که آغاز رهایش از جهان مادی است و از این رو روز سیزدهم می‌تواند روز باز گشت ارواح به جهان مینوی و روز رهایش کیهانی باشد".  
 دکتر میر جلال الدین کزازی نیز در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نظری دارد که شنیدنی است. او می‌گوید:
"یک دیدگاه فرهنگی است که ما می‌توانیم با کند و کاو در باور شناسی و نماد شناسی کهن ایرانی ، ریشه‌ها و خاستگاه‌ها‌ی بی شگونی 13 را به در کشیم و بررسیم. در این باور شناسی پاره‌ای از شمار

(اعداد) ارزش نمادین داشته است.
 
 

عدد یک (= 1) در باورشناسی باستانی ایران نشانه‌ی راز آلود خداوند است. عدد دو (= 2) ارزش آیینی دارد: آسمان و زمین ، نرینه و مادینه و... دو بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را برما روشن می‌دارد. کاربردهای نمادین عدد سه (= 3) این است که این شمار به گونه‌ای راز آلود ، آفرینش و پدیده‌ی هستی را نشان می‌دهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته ، زادگان سه گانه کانی و یا جاندار است. عدد چهار (=4) ، چهار گوهر را نشان می‌دهد. در پنج (= 5) می‌توانیم از پنج حس سخن بگوییم. در شش (= 6) به شیوه‌ی نمادین جهان آشکار می‌شود و ما معتقدیم پدیده‌های گِتی شش سویه هستند. اما هفت (= 7) در میان یکان از کارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است. عدد هشت (= 8) با بهشت در پیوند است. عدد ُنه (= 9) باز شماری است که در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژه‌ای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاک) است. عدد دوازده (12) در نماد شناسی نشانه‌ی کمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم. هفت در عدد دوازده گردان است پس اگر دوازده را نشانه‌ی کما ل بدانیم ، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و کمال است. پس اگر به شمار سیزده (= 13) رسیدید ، این همه از میان خواهد رفت و زمانی که به چهارده می‌رسیم ، دوباره گجستگی روی می‌دهد. ایرانیان از دیر زمان روز 13 را از خانه بیرون می‌رفتند که بی شگونی این روز را از خود دور بدارند. شاید یکی از دلایلی که عدد 13 نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی ، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر می‌برند ، ترویج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است ".
 دکتر کزازی در مورد کسانی که سخت به نحوست این روز اعتقاد دارند و از آن زیان می‌بینند ، می‌گوید: " این زیان در گجستگی عدد 13 نیست ، بلکه در باوری است که آنها به این گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نیروهای درونی و بیرونی با ور را با او همسو و همگرا و کانونی می‌کند و نیروها اثری بر پیرامون می‌گذارد ".

 
 و اما پیشینه و انگیزه‌ی عدد سیزده هر چه که باشد، در ایران همیشه رسم برآن بوده که روز سیزده‌ی نوروز – سیزده‌ی فروردین – تمامی مردم از شهری و روستایی و از هر طبقه و دسته ، باید از خا نه‌ها بیرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و دیگر اینکه جایز نیست – حتا برای زما نی کوتاه – به خانه‌های یکدیگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمایند.

 چنانکه علامه عباسعلی کیوان ، در خاطرات هفتاد ساله‌اش از باور مردم شهر خود قزوین در این باره در کتاب خود کیوان نامه می‌نویسد:
 "روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و باز دید ، به خانه‌ای رفت ، هم صاحبخا نه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه‌ی من آورده‌اند و هم رونده نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید ، آن روز مقدر وتقسیم می‌شود. پس خوب است ما درشهر و خانه‌ی خود نباشیم ، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیافتیم."
 بسیاری از مراسمی که در جشن سیزده در ایران برگزاز می‌شود ، معانی اساطیری و تمثیلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ریختن پلیدی و اندیشه‌های تیره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحکام دوستی و پاکیزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افکندن سبزه‌های هفت سین به آب رونده نماد فدیه به ایزد بانوی آب (آناهیتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فدیه‌ی گوسفند بریان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه‌ی نسل است.
 از رسم‌های دیگر جشن سیزده بدر که در گذشته بسیار معمول بوده ، شرکت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است که یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی است.
از دیگر رسم‌های شوخی آمیز روز سیزده که مشخص نیست نخست از کجا آغاز شده ، دروغ روز سیزده است. چنان که اروپاییان نیز روز اول آوریل که به روز سیزده‌ی فروردین ما بسیار نزدیک است ، (هر چهار سا ل یک بار سیزده‌ی فروردین و اول آوریل برابر می‌شوند) این رسم را دارند. بطوریکه روز اول آ وریل سال  رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود که امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عده‌ی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیه‌ی دروغ اول آوریل روبرو شدند.